X
معلمان دوم ابتدایی - شیوه رفتار با کودک دبستانی

معلمان دوم ابتدایی - شیوه رفتار با کودک دبستانی

موضوعات
Category

ارشیو وبلاک
Archived blog

لينك هاي روزانه
Daily Links

کدهای اختصاصی
Code

کدهای اختصاصی
Site Statistics

» بازديد امروز : 4
» بازديد ديروز : 1
» افراد آنلاين : 1
» بازديد ماه : 34
» بازديد سال : 328
» بازديد کل : 645
» اعضا : 0
» مطالب : 4

شیوه رفتار با کودک دبستانی


تاریخ انتشار پست : 1396/9/21 بازدید : 92
دوران دبستان از نظر دست اندرکاران تعلیم و تربیت یکی از مهم ترین و اساسی ترین مرحله آموزشی کودکان است زیرا از یک طرف با آرامش و ثبات خانوادگی ،واژه های کودکانه ،آغوش گرم مادری و آزادی های کودکی و از طرف دیگر با آمادگی برای تربیت و آموزش پذیری در قالب برنامه های منظم و پذیرفتن قوانین اجتماعی و مقررات مدرسه روبه رو می باشد.به عبارتی می توان این دوره را دوران طلایی نامید .پس به راحتی و با سادگی نمی توان از کنار این دوره مهم گذشت و هرگونه سرمایه گذاری برای تربیت و آموزش در این مرحله که در حقیقت دانشگاه اصلی تربیت انسان می باشد ضروری است .
دراین دوره کودک وارد محیطی می گردد که کاملا با خانواده تفاوت دارد زیرا در خانواده کودک با پدرومادر خواهر و برادر زندگی نموده و با آنها عادت کرده است اما در محیط مدرسه با افراد متفاوتی روبه رو می شود که باید با آنها سازگار گردد.کودکانی که در دوره اولیه دچار مشکلات روحی و روانی بوده اند در این مرحله نیز ممکن است با بحران روبه رو گردند مانند کم رویی، خجالتی بودن و یا به آزار و اذیت کردن دیگران پرداختن.در این حال طریقه برخورد با این گونه رفتارها در محیط مدرسه و خانه بسیارمهم است.چه بسا یک روش اشتباه ممکن است مشکل را دوصدچندان و حتی غیرقابل جبران کند.باید تلاش کرد با برخورد آگاهانه و تخصصی با این گونه کودکان برخورد گردد.در این دوره آنچه مهم است این است که پدرومادر،مدرسه و معلم چگونه برای کودک خود تفسیر کرده باشد و کودک چه تصوری از درس و کلاس دارد.اگر پدرومادری در حرف هایشان دائما تکرار نمایند که چه موقع مدرسه باز می شود تا از دست کودک راحت شوند یا به مدرسه می روی تا آدم شوی و یا...
این تصور منفی را در ذهن کودک خود گنجانیده و او را وارد مدرسه می نمایند ولی از طرفی دیگر بعضی از اولیاء فصل خوشایندی را ایجاد می کنند.مثلا مدرسه جای پیدا کردن دوستان خوب ،اموزش ،تحصیل ،آینده داشتن،ورزش و بازی کردن و...می باشد.این کودک بهتر می تواند خود را با مدرسه سازگار نماید .به خصوص اگر در روزهای اولیه اولیاء مدرسه برخورد عاطفی و خوبی با او داشته باشند.پس برای همیشه این لحظات در ذهن او باقی می مانند.اولیاء باید تلاش نمایند در خصوص عملکرد فرزندشان واقعا خوب برخورد نمایند.خصوصا در مورد نمره باید با دقت عمل کرد زیرا کودکی که نمره ای را اخذ نموده برای او این کار خیلی مهم است و منتظر است ببیند برخورد پدر و مادرش چه خواهد بود.اگر وارد منزل شود و با خوشحالی دفتر دیکته اش را به مادر وپدر نشان داده و بگوید من نمره 19 گرفتم و پدر ومادر بگویند اخرش هم 19 گرفتی باید 20 می گرفتی چرا دقت نکردی و از این قبیل انتقادات،در حقیقت یک شکنندگی در روحیات فرزند خویش به وجود آورده اند.
در این موقع لازم است که همان نمره 19 را مورد تقدیر قرار دهیم.یا اگر کودکی به منزل مراجعه نموده و بگوید 3 تا دوست خوب پیدا کردم لازم نیست به نصیحت بپردازیم که ایا انها خوب هستند یا بد؟
زیرا بچه ها صادق هستند شاید معنی بد بودن را هم نفهمند و ما اورا بدون جهت نسبت به انتخابش بدبین نموده و از ابتدای کار حس بدبینی را در او ایجاد کنیم.باید به او القا کنیم مدرسه جای خوبی است .نه تنها درس میخوانی بلکه دوستان بسیاری نیز پیدا میکنی .نکته ای که حائز اهمیت است اینکه پدر و مادر به عنوان یک حلقه بین تفکرات کودک و مدرسه می باشند و لازم است بین خانه و مدرسه تعامل ایجاد نمایند و در حقیقت مکمل یکدیگر باشند .اگر کودک مطالبی  یاد میگیرد و اولیاء آنها آن را به یاد انتقاد بگیرند کودک ممکن است به خاطر علاقه ای که به معلم دارد حرف پدر و مادر را بیهوده قلمداد کند و این زمینه ای خواهد شد که دیگر حرف پدر و مادر برایش ارزش جدی نداشته باشد و یا اینکه به خاطر احترام به پدر و مادر نسبت به حرف معلم بی اعتنا می شود پس هیچگاه نباید دوگانگی ایجاد نمود که کودک نفهمد که کدامیک از حرف ها و روش ها صحیح است و دچار یک تعارض گردد.در حقیقت می توان خیلی منطقی و ارام با برخی از جریان هایی که ممکن است مطلوب نباشد کنار آمد و همچنین یکی از مشکلات اساسی جامعه ما این است که ارتباط بین خانه مدرسه به جایگاه اصلی واقعی خود نرسیده و اولیاء حتی برای یک جلسه آموزش از مدرسه گریزان هستند و خودشان را جدا از مدرسه می دانند.
درصورتی مادری که به آموزشگاه دعوت می شود کودک بی صبرانه انتظار می کشد تا مادر خود را ببیند .برای او یک افتخار غرور انگیز است .اما وقتی مادر حضور پیدا نمی کند به خانه که می رود از مادر می پرسد چرا به مدرسه من نیامدی؟
مادر می گوید می خواستم خرید بروم.اینجا کودک احساس می کند که نه خود او و نه مدرسه اش ارزش چندانی ندارند و مدرسه و جایگاه آموزش او برای مادر چندان مهم نیست .اما اگر اولیاء خود را موظف بدانند هر موقع که لازم باشد در مدرسه حضور پیداکند برای کودک این امر مهم جلوه خواهد نمود و این فرهنگ کم کم باید رواج پیدا کند.
تمام زحماتی که که پدر و مادر متحمل می شوند به خاطر آینده فرزندانشان می باشد و هرگز فراهم نمودن امکانات مادی رشد کودک   را تامین نمی کند .باید زمانی را اختصاص به اموزش و مدرسه داد و مسئولین آموزشگاه نیز باید زمینه ای را فراهم آورند که حضور اولیاء در آموزشگاه نیز قابل ارزش باشد و آنها احساس نکنند که وقتشان تلف می شود زیرا اگر اولیاء حضور جدی و مداوم داشته باشند می توانند خصوصیات اخلاقی فرزندانشان را نیز به مربیان انتقال دهند و این کار کمکی به معلم و مربی ، برای شناخت بهتر دانش آموز خواهد بود و جمله زیبای موریس دبس این است که ((آرزوی همه ما آن است درهای خانه به روی معلم و درهای مدرسه به روی خانواده ها باز شود .خانواده و مدرسه هرکدام به تنهایی نمی توانند از عهده تربیت کودک برآیند.))
اگر پدرومادری فکر می کنند وقتی فرزند آنها روانه مدرسه می گردد دیگر وظیفه تعلیم و تربیت آنها به پایان می رسد سخت در اشتباه هستند .در صورتی که کار تربیت شروع شده است و باید روش چگونگی برخورد با یک کودک دبستانی را بیاموزند .بارها بارها مشاهده گردیده معلمی با تجربه به اموزش کودک پرداخته و تمام وظیفه خود را انجام داده ولی چون زمینه بروز استعداد و تشویق او در خانواده فراهم نشده تمام زحمات معلم نیز از بین رفته است .درصورتی که اولیاء باید تمام این نکات را جدی بگیرند زیرا همین دانشگاه اصلی فرزندشان خواهد بود و باید آگاهانه با رفتارهای کودک برخورد کرد .همه می دانیم هیچ پدرومادری نمی خواهد فرزند بد تربیت شود و همه هم نیت مخلصانه دارند اما بعضی مواقع مادر از شدت ناراحتی کفشی بر روی بینی کودک می زند که پشه را بکشد .بینی شکسته و پشه فرار می کند و این یک کار نا اگاهانه است و در تربیت بعضی مواقع این گونه برخورد می شود.
مادری می خواهد به فرزندش بگوید خوب درس بخوان نمره ات عالی می شود، می گوید از برادرت یا دختر عمه ات یاد بگیر.ببین او چقدر نمره خوبی می گیرد .اینجا کودک نه تنها ناراحت میشود حتی حس حسادت در او نیز ایجاد می شود یا مواقعی که کودک نمره ای گرفته یا فعالیتی را انجام داده به پدر و مادرش نشان می دهد ولی انان تلاش اورا مهم نمی دانند و کار اورا بی ارزش می دانند در حقیقت ترمز فعالیت فرزندشان را گرفته اند.(حتی ممکن است کودک ناراحتی خود را نشان ندهد )بهتر است با توجه به هوش و توانایی کودک از او انتظار داشت و هرگز کودک را وسیله رسیدن به آرزوهای خود ندانست .بهتر است کودک را فقط با خودش مقایسه کنید مثلا :علی نسبت به ماه قبل نمرات بهتری می گیری آفرین
معلمان نیز باید کودکان ضعیفتر را نیز مانند کودکان قویتر تشویق کنند تا آنها نیز فرصت تقویت اعتماد به نفس داشته باشند.مثلا بچه ای که نمراتش زیر ده بوده حتی اگر یازده بگیرد او را تشویق کنید و در کلاس همه به مناسبت این پیشرفت دست بزنند .به همین ترتیب دانش اموزی که نمرات دوازده الی سیزده می گرفته اگر نمراتش بالای پانزده شد تشویق شود. فراموش نکنید هرگز شاگرد اول ها را بت و الگو نکنید بدیهی است بچه های ضعیفتر ممکن است از لحاظ بهره هوشی و سایر فاکتورها قادر نباشند به پای آنها برسند فقط کافی است هرکس توانایی بالقوه اش بالفعل تبدیل شود.اینها نکات مهم تربیت هستند که بحث گسترده ای دارند و خلاصه اینکه شما پدران و مادران مهمترین و ضروری ترین معلمی هستید که هیچگاه فرزند شما در طول زندگی مانند آنها را نخواهد داشت.
چند نکته مهم برای اولیاءکه فرزند آنها برای سال اول وارد مدرسه شده است:
1)به خاطر اینکه فرزندتان درس و تحصیل را شروع نموده سعی نکنید موقیعت کودکانه را از او بگیرید .بازی های کودکانه یکی از راه های رشد ذهنی خواهد بود.
2)کودکان در مدرسه دوستانی انتخاب خواهند کرد .سعی نکنید با نصیحت کردن مانع از انتخاب آنها شوید زیرا انها با تفکر کودکانه خود دوستانی انتخاب می نمایند که مسلما با نگرش های ما متفاوت است.پس نظرشان برای خودشان مهم و با ارزش است.
3)کودکان خود را تحت اموزش های تکراری و خسته کننده قرار ندهید زیرا ممکن است رشد فکری آنها را محدود کنید .انچه که معلمین از او می خواهند کافی است.خواندن یک مطلب برای کسی که او آن را قبلا یاد گرفته است خستگی ایجاد می کند.
4)هیچوقت مانع از ارضای خواسته های منطقی کودک نشوید و با فریاد و قهر کردن او را مجبور به صرف نظر کردن از خواسته هایش نکنید یادتان باشد او کودک است و شما بزرگسال و ما نمی توانیم کودک را با تفکر کودکانه بزرگسال بدانیم
5)باید بدانیم کودک نیاز به تحرک ،استقلال و مطرح کردن خود دارد.نه تنها محدودیت قائل نشوید بلکه محیطی را فراهم نمایید که بتواند نیازها و استعدادهای خود را بروز دهد.
6)طوری در منزل برنامه ریزی نمایید که میهمانی ها ،گردش ها و پارک رفتن به قوت خود باقی باشد .به او نگویید چون تو ترس داری به خاطر تو این برنامه لغو می شود.زیرا او احساس میکند درس و مدرسه برای او محدودیت ایجاد نموده است.
7)به سوالاتی که از طرف او مطرح می شود ارام وصمیمانه پاسخ دهید زیرا کودکانی که زیاد سوال میکنند می خواهند بیشتر بدانند این به نفع کودکان است و باید موقیعت را مغتنم شمرده و باعث رشد فکری او شوید.
8)در مقابل خواسته ای که مجبورید به دفاع از کودک برآیید محتاط باشید زیرا پشتیبانی و دفاع بیش از حد ممکن است اعتماد به نفس و قدرت را از او بگیرد و او احساس کند همیشه شما در کنار او هستید .باید بداند که خیلی از مسائل و مشکلات را خودش باید حل کند و در بعضی موارد حقش را بگیرد
9)اگر فرزند شما نمره ای کم بگیرد به او القا نکنید تو کم هوشی و یا مغزت نمیکشد.هرگز چنین نیست باید روش های ایجاد انگیزه و پیشرفت را یاد بگیریم و تا انجایی که به صلاح است او را یاری نماییم
10)در مقابل لوازم شخصی او بازرس نباشیم و مدام کیف او را بازرسی نکنیم.حتی اگر میخواهید نمره او را ببینید از او اجازه بگیرید .زیرا او یاد می گیرد تا بدون اجازه به وسایل دیگران نباید دست زد
11)به فرزندتان اعتماد کنید زیرا هیچ طلایی عیارش بیشتر از اعتماد نیست .باید به او اعتماد داشته باشید
12)سعی نمایید نظرات پدر و مادر باهم تعارض نداشته باشد ،اگرکودک خلافی انجام دهد مادر اورا در اغوش بگیرد و پدر او را تنبیه نماید او شاید نمیداند که کارش صحیح است یا غلط .او دچار تعارض می شود که یک نفر اورا تنبیه می کند و نفر دیگر او را تایید می کند 
13)از کودک انتظار نداشته باشید که رام و مطیع شما باشد و همواره آرام و ساکت در گوشه ای بنشینید.وجود شیطنت و بازی گوشی و حالت فعال و پر جنب و جوش ناشی از سلامت جسمی درونی و ذهنی اوست.
14)تشویق باعث پیشرفت می شود اما نباید بیش از اندازه باشد زیرا هم بی ارزش می شود و در همه کارها کودک انتظار تشویق خواهد داشت حتی نباید تشویق به حالت رشوه درآید
15)تکالیف منزل کودک در سال های اول دبستان باید بسیار محدود باشد و باعث خستگی و دلزدگی کودک نشود.استاندارد جهانی تکلیف بچه کلاس اولی حدود 30 دقیقه است ،دومی 1 ساعت و سومی 1:5 ساعت است.
16)استرس و دلشوره تکلیف و امتحان مختص کودک است .از همان سال اول نباید این دلهره به والدین انتقال یابد و کودک هیچ احساس دلشوره ای نکند .در اصل یکی از اهداف تکالیف خانه ایجاد حس مسئولیت برای کودک است نه برای اولیاء
برای انجام تکلیف مادر اصرارنداشته باشد قدم به قدم باهم پیش بروند ، بلکه مادر باید نظارت کلی داشته باشد .والدین باید اجازه بدهند کودک خود فکر کند و به راه حل درست برسد.فقط باید موقعی مداخله کرد که کودک کلافه شده و واقعا نیاز به کمک داشته باشد او باید یاد بگیرد خودش فعال باشد و زیاد متکی به والدین نباشد
17)درخانه نباید افراد مختلف مثل خواهر و برادر بزرگ ،دایی عمو،و مادر با روش های مختلف و قالب های مختلف شخصیتی با کودک کار کنند..این امر باعث دلزدگی و دوگانگی در کودک می شود .نباید در منزل با کودک رفتار معلم گونه و امرانه داشت چراکه کودک ظرفیت تحمل سخت گیری توام مدرسه و هم خانه را ندارد.
18)استفاده از وسایل کمکی و بازی های فکری مثل چرتکه ،بازی الفبا و غیره برای یادگیری بهتر توام با بازی بسیار مفید است.
19)والدین و اولیاء مدرسه بهتر است از ظرفیت هوشی کودک مطلع باشند و به همان اندازه از او متوقع باشند فقط یک روانشناس می تواند با استفاده از تست های معتبر علمی بهره هوشی کودک را تعیین کند و میزان انتظار شما از اورا اعلام نماید.
این توصیه ها بدین معنی نیست که کودک کاملا ازاد باشد بلکه رفتار قاطعانه و ایجاد محدودیت در بسیاری از موارد لازم است فقط بهتر است تشویق و تنبیه فیزیکی نباشد و به صورت محرومیت های ملایم از مثلا تلویزیون و پارک اعمال شود .به خاطر داشته باشید همانطور که استفاده از یک وسیله برقی نیاز به مطالعه بروشور آن دارد رفتار با کودک نیز نیاز به مطالعه و اطلاعات دارد معلمین زحمتکش و والدین دلسوز را به مطالعه کتاب های مفید و جدید تربیتی دعوت می نماییم.
دسته :
برچست ها :
نظرات
نظرات مرتبط با این پست
نام :
ایمیل :
وب سايت :
کد تاييد :        
متن دیدگاه :

تمامی حقوق برای نویسنده محفوظ میباشد